تبليغاتX
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

من صدايت را درون قلب خود مي شنوم

درد را در چهره ي عاشق تو

با ذهن خود مي نگرم

فرياد نزن اي عاشق

فرياد نزن... بي سبب نيست چنين فريادم

بيگناه در دام عشق افتادم

چه درست و چه غلط زندگي

هم خودم هم تورو بر باد دادم

بي گناه در دام عشق افتادم اگر احساسمو مي فهميدي

قلبتو دوباره مي بخشيدي

لحظه ي پايان اين ديدار را

روز آغازي دگر مي ديدي اگه بيهوده نمي ترسيدم

عشقو آنگونه که هست مي ديدم

شايد اين لحظه ي غمگين وداع

قلبمو دوباره مي بخشيدم

کاش از اين عشق نمي ترسيدم ما سزاواريم اگر گريانيم

اين چنين خسته و سرگردانيم

ما که دانسته به دام افتاديم

چرا از عاشقي رو گردانيم وقتي پيمان دل رو مي بستيم

گفته بوديم فقط عاشق هستيم

ولي با عشق نگفتيم هرگز

از دو ايل نا برابر هستيم

از دو ايل نا برابر هستيم نه گناه کاريم نه بي تقصير

منو تو بازيچه ي تقديريم

هر دو در بيراهه ي بي رحم عشق

با دل و احساس خود درگيريم بيشتر از هميشه دوستت

دارم

گرچه از عاشقي و عاشق شدن بيزارم

زير آوار فرو ريخته ي عشق

از دلم چيزي نمونده که به تو بسپارم تو که همدردي مرا

 

ياري بده

 

به من عاشق اميدواري بده

اگر عشق با ما سر ياري نداشت

تو به من قول وفاداري بده

تو به من قول وفاداري بده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:6  توسط میلاد  | 

 

        سکوت تنهایــــــــــی ام را تو بشکن :  با زمزمه هات

       با ترانه هات، با هیــاهوی خنده هات،با آوای کلمــــات،

       با گرمای دستات،با نور دیدگانت،با هیاهوی شادی هات

             شکــــــن و خورد کن سکوت تنهایی ام را .

      بگــــــــذار انعکاس آن چیزی با شد جز تنهایی..........

             بگــــــــذار آن بر گشت تو باشی............

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:12  توسط میلاد  | 

 

 هميشه در نوشته های من خدا حضور داشته است
 
چون خدا همچون دختر بچه کوچکی در درون من نفس می کشد
 
و در تمام نوشته های من ؛‌ شيطان هم حضور داشته است
 
چون شيطان همچون سوسکی سياه با شاخک های دراز در درون تاريک های درون من لانه کرده است
 
دختر بچه کوچک از سوسک سياه نمی ترسد ولی از آن بدش می آيد
 
يکبار دختر کوچک درونی من به من گفت اگر آن سوسک نبود الان برای خودش خانمی شده بود
 
سوسک سياه نفرت انگيز  من از چاه های متعفن درونی خودم متولد شده است
 
و دختر بچه کوچک هم  در بطن  اندک خوبی هايی که دارم  رشد می کند
 
من حامل خدا و شيطانم
 
و در تمامی کارها و حرف ها و نوشته هايم آثاری از اين دو را به همراه دارم
 
دخترک زيبا و کوچک درونی من دستانی کوچک و لطيف با انگشتانی کشيده دارد
 
و چشمانی درشت  و زلال و هميشه مرطوب
 
و من گاهی ناخواسته اذيتش می کنم
 
و او به جای گريه کردن سکوت می کند و نوازشم می کند
 
و من از اين سکوت و نوازش او ؛‌ به گريه می افتم
 
و سوسک سياه در لحظه های گريه من در ته عميق ترين چاله هايی که نور را يارايی برای رسيدن به آنجا نيست
 
مخفی می شود
 
و با کرک های زمخت پاهای کلفتش سعی می کند چاله را عميق تر کند
 
دختر کوچک درونی من هيچگاه سوسک را نمی کشد
 
دختر کوچک درونی من نور را دوست دارد و من گاهی تمام دريچه ها را برويش می بندم
 
درون من گاهی شبيه سياهچاله های متعفنی می شود که خودم هم از آن گريزانم
 
و گاهی دست های کوچک دختر بچه کوچک درونی من دريچه ها را باز می کند و من دوباره نفس می کشم
 
من حامل تمام خوبی ها و حامل تمام بدی هايم
 
دختر کوچک درونی من عاشق من است و من بيشتر اوقات او را از خود دور می کنم
 
دختر کوچک درونی من دوست دارد زودتر بزرگ شود و دست مرا بگيرد و با خودش ببرد به دشتی که تمام و
 
سعتش سبز و لاجورديست
 
و من گاهی فراموش می کنم که او برای بزرگ شدن به چيزهايی نياز دارد
 
من همه چيز را می دانم و هيچ چيز را نمی فهمم
 
و اين عميقا تاسف بار است
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:2  توسط میلاد  | 

1-تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید

2-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید

3-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید

4-تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود

5-تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید

6-تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید،دوستان قدیمی را هم حفظ کنید

7-تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید

8-تلاش کنید همیشه برای اطرافیان تان جذاب باشید

9-تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر

او

10-تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آن هایی که در این راه به شما

کمک کرده اند را فراموش نکنید

11-تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند، شما ناقض

پیمان نباشید

12-تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل

سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست

13-تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتارو گفتارتان آن ها را از

محبت پشیمان نکنید

14- تلاش کنید به هر چیزی آ ن قدر بها دهید که استحقاقش را دارد

15-تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 15:46  توسط میلاد  | 

 

کاش مي شد

 
 
کاش مي شد ظرفيت ها را قالب گرفت
 
کاش مي شد در باريکه های سيال ذهن
 
تصويري از فرداهای دور برداشت
 
تا با آن ، لحظه های زيبا کاشت
 
کاش مي شد هر روزي را که بد بود ، برداشت
 
جای آن روز ، روز ديگري کاشت
 
کاش مي شد
 
کاش مي شد با تمام باورها
 
با زورقي به سوي درياها رفت
 
و از آنجا
 
تا فروغ بي نشانه
 
تا رؤياها
 
تا اساطير
 
با پای برهنه تنها رفت
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:19  توسط میلاد  |