تبليغاتX
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
دوستت دارم عاشقانه عارفانه بی بهانه
دوستت دارم باصداقت بی نهایت تا قيامت
 
 
ای خدا من!
 
 
من کورکورانه تو را بندگی میکنم

صحیح!

امّا حق را به من بده!

که آخر

کیست که در مقابل چنین نوری کور نشود؟
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 10:43  توسط میلاد  | 

 

هر گاه فکر کردي گناه کسي آنقدر بزرگ است که نمي تواني او را ببخشي.بدان که آن از

 

کوچکي روح توست نه از بزرگي گناه او.

 

                                              

سلام دوستان راستش خواستم روز ولنتاین رو به همتون تبریک بگم دیدم اول وبلاگ همه

هست

 

گفتم اول این جمله بالا رو بنویسم بد تبریک بگم

 

دوست داران شما میلاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 0:19  توسط میلاد  | 

 
اگر تنها ترين تنها شوم ، باز هم خدا هست
 
 
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ .
 
دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران .
 
چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را
 
 
سر نماز و چشمت را در خانه دوست.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 10:24  توسط میلاد  | 

 

           

 

بزرگترين آرزوي من برآورده شدن كوچكترين آرزوي توست؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 15:17  توسط میلاد  | 

 
روزی که عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم ،
 
مدتی طول کشید تا با او آشنا شدم ،
 
 
از او خوشم آمده بود ،
 
 
خواستم به او بگویم برای همیشه در خانه قلب من بمان
 
 
اما قبل از این که من به او بگویم ، به من گفت آمده ام برای
 
 
همیشه اینجا بمانم.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 23:41  توسط میلاد  | 

 

سهم من از شب

شاید

همان ستاره ای باشد

که همیشه پنهان است

همیشه

همیشه

همیشه

و یا به قول قاصدکها

ستاره ی من

همان است

که پیدا نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 15:36  توسط میلاد  | 

گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست
 
گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی
 
خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست
 
اگر باز هم …. اگر باز هم ….
 
قلبم خسته است
 
خسته تازه التیام یافته
 
روزی میرسد که دیگر وصله ای به آن نتوان کرد
 
آن وقت چه کنم خدایا
 
حرفهایت هنوزم دلم را می لرزاند
 
اکنون دیگر می توانم بگویم که قلبم نزد توست
 
آن دورها …اما چه نزدیک
 
من دیگر چه دارم که بمانم؟!
 
همه چی در دست توست….
 
            برای کسی که میدونه چقدر دوستش دارم
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 23:14  توسط میلاد  |