|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 14:38 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
فردای بلندی است بنام آه مرواریدی است به نام اشک
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 22:18 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق حادثه نیست که عاشق قهرمان حادثه باشد ایـن هــمـه نـوشـتن بـرای چـیـسـت عشق که فراموش نمی شود عشق زمان رافراموش می کند عشق که در دو کلمه شکل نمی پذیرد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 23:47 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمود:خودت باید آن ها را رها کنی
فرمود:نعمت از من خوشبخت شدن از تو
فرمود:از دلبستگی های دنیا جدا و به من نزدیک تر ت میکنم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 23:36 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است هنوز ای شمع سوزان توام اينگونه خاموشم نکن در کنارت نيستم اما فراموشم مکن |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 16:13 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 14:6 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو دلم هميشه تنگ است بی تو شبم بی مهتاب است بی تو زندگی بی مفهوم است بی تو هوای دلم هميشه ابری است بی تو زندگی برايم عذاب است بی تو دريای دلم كويری تشنه و خشك است بی تو عشق از خانه دلم فراری است بی تو آرزويی ندارم در دلم ، و تنها آرزويم از خدای خويش بودنت در كنارم است بی تو غروب ها برايم جهنم واقعی است بی تو مجنونم ، بی تو موجودی پوچم پرنده های آشيانه قلبم همه بی آوازهستند بی تو
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 14:0 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 13:46 توسط میلاد
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شـوق دیــدار تو لبریز شداز جام وجودم شــدم آن عـاشــق دیــوانــه کــه بـــودم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم مهر 1384ساعت 15:37 توسط میلاد
|
|
||