تبليغاتX
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 14:12  توسط میلاد  | 

یکی بود یکی هست   خداییم هست

 

سلام باز منم همون بهونه ی

 

 قشنگی

 

که واسه زندگی دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 10:41  توسط میلاد  | 

سلام دوستان میخوام باز شروع کنم

نظرتونو بدید

مرسی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 19:31  توسط میلاد  | 

 


iPod يک player با ظرفيت 60 گيگابايت ميباشد که ميتوان موسيقي و عكس هاي مورد علاقه خود را از

کامپيوتر به آن انتقال داد . داراي صفحه نمايش براي نمايش منوها و عکس مي باشد . داراي تقويم

ميباشد و حتي امکانات بازي کردن هم دارد . بطور کلي ميتوان از آن تحت عنوان يک مجموعه قابل حمل ا

ز سرگرمي هاي مختلف ياد کرد.

.

روي لينک زیر کليک نماييد تا وارد صفحه اول سايت شويد

http://ipod.GustoNetwork.com/index.php?mid=17845

در انتهاي اين صفحه روي register now کليک کنيد در صفحه بعد فرمی را مشاهده مینمایید مشخصات

صحيح خود را طبق راهنمايي های زيربا دقت پر نماييد

در قسمت First Name نام و در قسمت Last Name نام خانوادگي خودتون رو مينويسين

درقسمت - Address Line1 نشاني پستي خودتون رو مينويسن

در قسمت Address line 2 هم توصيه مي كنم كه آدرستون رو تكرار كنين

تمام اطلاعات باید به صورت انگلیسی نوشته شود

برای آدرس

sq=میدان

st= خیابان

alley=کوچه

no= پلاک

این جوری باید بنویسید

مثلا آدرس شما تهران بلوار سجاد خیابان بهار 10 پلاک 33 است که به ترتیب زیر نوشته می شود :

no33, bahar10 alley, bahar st, sajad blv

در قسمت City بايد اسم شهر محل سكونت رو بنويسين

در قسمت Province/State بايد اسم استان محل سكونت رو بنويسين.

در قسمت Postal Code/Zip كد پستي ده رقمي رو بايد درج كنين كه خيلي مهمه اگر ننويسين Ipod به

دستتون نمي رسه البته میتونید یه کد الکی بنویسید بعد از عضو شدن درستشو وارد کنید

در قسمت Email Address بايد آدرس اي ميل خودتون رو وارد كنين

درقسمت phone number شماره تلفن خودتون رو بنويسين كه از چپ به راست به صورت كد كشور و كد

شهر و شماره ي تلفن وارد مي شه

در قسمتDateOfBirth بايد تاريخ تولد خودتون رو به ميلادي وارد كنين

يراي بدست آوردن تاريخ تولد ميلادي خودتون كافيه سن خودتون رو كه مثلا20 سال هست از تاريخ

امسال كه 2005 هست كم كنيدكه ميشه1985 براي پيدا كردن روزش هم كافيه به تقويم مراجعه كنين

مثلا من كه 1 فروردين هستم، روز تولدم ميشه ۲ می (May)

راستی سن خودتون را بیشتر از 18 سال بزنید

در قسمت Countryاسم كشور محل سكونتتون رو انتخاب مي كنين

در قسمتUsername يك نام كاربري براي خودتون انتخاب ميكنين

در قسمت password رمز ورود خودتون رو وارد مي كنين و در

Confirm Passwordرمزتون رو دوباره بنويسين تا تآييد بشه

بعد از اتمام تكميل فرم ،روي دكمه ي Join Nowكليك كنيد تا فرم شما تاييد بشه

فقط بعد از اتمام كار با يك سوال مواجه ميشين كه بايد جواب اون سوال رو No بزنين

 

.بعد از اتمام مراحل فوق بايد وارد حساب خودتون بشين يا به اصطلاح Log In كنين

به اين ترتيب شما وارد صفحه ي خودتون در سايت شدين

در اونجا وضعيت عضويت و مشخصات و زيرمجموعه هاتون رو مي تونين ببينين

صفحه ي شما شامل چند قسمت هستش كه در بالاي صفحه قسمتهاي مختلفش رو مي بينين

قسمت اول اسمشHome هستش كه در مورد مراحل كارهايي كه شما به عنوان عضو بايد انجام بدين

توضيح مي ده

كلآ تمام كاري كه شما براي سايت در قبال ثبت نام بايد انجام بدين در سه مرحله خلاصه مي شه

اول شما بايد به قسمت Offersدر صفحه ي خودتون برين

و در اونجا به يك سري سايت كه بهتون معرفي شده سري بزنين

اين كار دليلش اينه كه Ipod كه براي شما تهيه مي شه از سود پولي كه اين سايتها به شركت بابت

تبليغات و جذب بيننده ميدن تآمين مي شه پس شما ابتدا بايد به سايت جهت تامين سود مورد نظرش

 

كمك كنيد كه اين كار با كليك كردن روي آدرسهاي قرار داده شده در قسمتOffers امكان پذيره

شما بايد از تعداد 15 سايت كه توسط شركت معرفي شده سربزنين تا بتونين به مرحله ي دوم برين

 

.در مرحله ی دوم باید تعداد زیر مجموعه خواسته شده را جذب کنید که با جذب دوستان و درست کردن

 

وبلاگ وچت روم و...امکان پذیر است مرحله سوم بايد به قسمت Order رفته و Ipod خود را انتخاب و

 

سفارش دهيد

شركت بعد از اينكه شما همه مراحل را بخوبي پشت سر گذاشتيد با شما بوسيله ايميل تماس گرفته و

موفقيت شما را در طي مراحل تبريك مي گويد و زمان رسيدن هديه به دستتان را به شما اعلام مي كند.

 

.خوب ، كار شما ديگر تمام شده است . پس از انجام اين مراحل منتظر باشيد كه پس از 4 هفته Ipod

براي شما و به آدرس شما بصورت كاملا رايگان فرستاده شود

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 15:42  توسط میلاد  | 

خداوندا! در اين برهوت عاطفه، هر كه را تتمه دلي براي

مهر ورزيدن هست گرامي بدار و سرش را به سنگ جفا

آشنا مكن.

خدايا! كاري كن كه دل قرار گيرد.

خدايا! عاشقان را بساز و خستگان را بنواز و ديگران را از

چشم دوستدارانت بينداز. دلهاي سنگ آسا را بشكن تا

مگر در شكستگي‌ها نشاني از تو بيابند.

 خدايا! توفيق ده تا جز به مقام تو نينديشم و جز به جاه

تو دل نبندم و جز به منصب رضاي تو را آرزو نكنيم.

خداوندا! به ما آنچنان فراستي عطا كن كه عشق را از

هوس باز شناسيم و نور رحمان را از تار شيطان تميز

دهيم و ميان حقيقت و باطل حقيقت اندود، فرق بگذاريم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 10:30  توسط میلاد  | 

با سلام ب دوستان ببخشید من چند روزی نبودم جاتون خالی رفته بودم

               مسافرت تازه اومدم موفق باشید

باران باش و غرور و تکبر را از قلب ها پاک کن تو که می توانی جاده های بی

سواری را آب ده تا فردا مسافران بر روی جاده ها بشکفند ! ببار و کویر را سیراب

کن تا دیگر هیچ کویری وجود نداشته باشد . اگر برای همیشه باران باشی قول می دهم

همه جا سبز شود . همان رنگی که همه انتظارش را می شکند.

                                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 15:18  توسط میلاد  | 

        

الهی

نظر خود بر ما مدام کن

و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن

الهی

می دانی که ناتوانم پس از بلا برهانم

الهی

قصه به این درازی ! من در یافتم به بازی

الهی

بر آن روز می خندم که یافته می جستم

دل و دست از دانش نشستم به نا بینایی می نگرستیم

به مردگی می زیستیم

الهی

نا دیده و ناجسته حاصل ! ای جان و دل را زندگانی و

منزل

از پیش خطر و از پس نیست راهی

بپذیر که جزدوستی توام نیست پناهی

الهی

اکنون چون بر من است تاوان

آفتاب صدق و صفت بر من تابان

که بشر از شرک جستن نتوان

و به نجاست نجاست شستن نتوان

الهی

تو غیب بودی و من عیب بودم

تو از غیب جدا شدی من از عیب جدا شدم

الهی

میپنداشتم که ترا شناختم

اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم

الهی

در ملکوت تو کمتر از مویم

این بیهده تا کی گویم

الهی

نه نیستم نه هستم ن بریدم و نه پیوستم . نه به خود

 

میان بستم

لطیفه ای بودم از آن مستم. اکنون زیر سنگ است

دستم

الهی

همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غم ها با یاد

تو سرور است

الهی

بنیاد توحید ما را خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 10:29  توسط میلاد  | 

پیشاپیش روز مادر و زن بر تمام مادران

مبارک باد و

خسه نباشیدی به همه ی مادران 

اي عشق خوشا كسي كه حاشا ز تو كند
 
اين عشق پُركرد ياد و دل به دريا زد ورفت
 
 
عشق است جمال آنكه در اوج ِ غرور
 
بر هر چه كه داشت نام دل، پا زد و رفت
 
 
تو مثل خواب نسيم ،به رنگ اشك شقايق
 
تو مثل شبنم عشقي به روي زيباي عاشق
 
 
 
تو مثل يه دسته سپيده پُر از تولد روزي
 
تو مثل نم نم باران لطيف و پاك و صافي
 
 
تو مثل جذبه ي عشقي ،در انتظار رسيدن
 
در امتداد نوازش ِ گل به عالم رسيدن
 
 
تو مثل چكه ي مهري زسقف سبز صداقت
 
تو مثل سپيده ي به رنگ صفحه ي گلبرگ
 
 
تو مثل غنچه لطيفي ،به رنگ حسرت شبنم
 
تو مثل خنده ي ياسي ومثل غربت يك غم
 
 
تو مثل لطف بهاري پُر از شكوفه خواندن
 
تمام هستي من شد نام شعر تو "مادر"
 
 
تومثل  هر چه كه هستي به نام صد ا كن
 
براي من دلگشته به وقت صبح دعا كن
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 14:3  توسط میلاد  | 

آخه من هيچي ندارم كه نثارت بكنم

تا فداي چشماي مثل بهارت بكنم


 مي درخشي مثل يه تيكه جواهر توي جمع

من مي ترسم عاقبت ، يه روز قمارت بكنم


من مثل شباي بي ستاره سرد و خاليم

خب مي ترسم جاي عشق ، قصه و رؤيا بكنم


تو مثل قصه پر از خاطره هستي ، نمي خوام

منه بي نشون تو رو نشونه دارت بكنم


تو كه بيقرار ديدن شب و ستاره اي

واسه ديدن ستاره بي قرارت بكنم


مثل دريا بيقراري ، نمي توني بموني

من چرا مثل يه بركه موندگارت بكنم


تو بگو خودت بگو ، با تو بمونم يا برم

آخه من نمي خوام كه تو رو غصه دارت بكنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 14:27  توسط میلاد  | 

              

 

وقتی شب آرام آرام به خلوت خاموش من پا می گذارد..........

و من در ستاره باران خدا ستاره تو را ندارم ...

حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست.... لبخند شیرینت  را ندارم ......

وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند

وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است  

وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم

وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم

وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام

وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است  

من می مانم و یاد تو  و دلی پر درد .....

سفره ای از عشق و غزل.... و شمعی که به یاد چشمان

روشنت تا صبح می درخشد

در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...

و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم 

به دستان لطیف و کوچکت هزاران بوسه می زنم

نیاز دلم را با ناز نگاهت پیوند می زنم هزاران گلبرک شقایق را نثار

لبخند 

نگاهت می کنم

و با تو تا اوج آبی عشق پر میکشم   

با ز هم هوا پر از شعر و غزل و قاصدک است

تو را می خوانم

غزل های خاموش دلم را بی دغدغه تا بلندای وجود فریاد میزنم :

دوستت دارم..... دوستت دارم....... دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 22:55  توسط میلاد  |